خانواده اسکندر
در دهه 300 قبل از میلاد، مرد جوانی به نام اسکندر در سن 20 سالگی پادشاه پادشاهی یونان باستان مقدونیه شد. اسکندر از همه مزیت های اولیه برای تبدیل شدن به یک رهبر برخوردار بود: او توسط ارسطو آموزش داده شد و پدرش، فیلیپ دوم، یک جنگجوی قدرتمند و موفق بود. اسکندر در جوانی پتانسیل زیادی از خود نشان داد:پکیج آموزش تربیت فرزند در سن 10 سالگی اسبی را که هیچ کس دیگری نمی توانست مدیریت کند رام کرد و در 16 سالگی شورش را سرکوب کرد و شهر خود را تأسیس کرد - که به نام خود نامگذاری کرد. اسکندر در 20 سالگی پس از ترور پدرش به پادشاهی رسید تربیت کودک و به سرعت تکه تکه بر آسیای صغیر تسلط یافت. اما اسکندر "کبیر" افتخار می کرد. خیلی مغرور. در افسانه ها آمده است که المپیاس، مادر اسکندر به او گفت که او واقعاً پسر فیلیپ نیست، بلکه پسر پادشاه خدایان یونان است: خود زئوس. مشکل این است که برخی از مردم تواضع را با تواضع اشتباه می گیرند. اما فروتنی واقعی، همانطور که خواهیم دید، نشان دهنده فقدان شجاعت یا اعتماد به نفس نیست. آبراهام لینکلن یکی از بزرگترین روسای جمهور آمریکا بود. در مدت کوتاهی که در مقام ریاست جمهوری خود بود، به لغو برده داری کمک کرد، اتحادیه را در طی یک جنگ داخلی خونین و وحشتناک به پیروزی رساند و پایه و اساس بازسازی را پی ریزی کرد. لینکلن که در یک کلبه چوبی ساده متولد شد، یک بار نوشت: من به دنیا آمدم و همیشه در فروتنترین جنبههای زندگی [بهطور] باقی ماندهام.» لینکلن علیرغم اینکه فقیر و خودآموخته بود، شجاع بود و به توانایی های خود اطمینان داشت. به عنوان مثال، قبل از ریاست جمهوری، لینکلن علاقه خود را به سیاست از دست داد، زیرا از فقدان صداقتی که در بین سیاستمداران دیگر می دید خسته شده بود. اما زمانی که قانون کانزاس-نبراسکا در سال 1854 تصویب شد که بردگی را در قلمروهای غربی مجاز میدانست، لینکلن تصمیم گرفت به سیاست بازگردد، زیرا میدانست که توانایی رئیسجمهور شدن را دارد و کاری در مورد این مسخره انجام میدهد. هنگامی که ادوین استانتون، وزیر جنگ لینکلن، مکرراً به لینکلن توهین کرد (حتی او را "بابون" خطاب کرد - !!)، رئیس جمهور کاملاً سرگردان ماند و چیزی جز تمجیدهای محبت آمیز برای وزیر جنگ طلب خود نداشت. لینکلن شاهد توهین لفظی استنتون بود و او را برای یکی از قدرتمندترین مناصب کشور استخدام کرد - علیرغم بیزاری شخصی استانتون از لینکلن. و در زمان مرگ لینکلن، او کاملاً منتقد سابق خود را جذب کرده بود: پس از ترور لینکلن، استانتون به دیدار پسر بزرگ لینکلن می رفت و روزها گریه می کرد. استانتون زمانی که آنتاگونیست سرسخت او بود، فداکارترین دوست لینکلن شد. همه به این دلیل که عظمت لینکلن را در فروتنی او می دید. تواضع چیست؟ بسیاری از ما زمان زیادی را صرف فکر کردن به اینکه فروتنی چیست نمیگذرانیم. اما ما باید. گفته شده است: فروتنی این نیست که به خودت کم فکر کنی، بلکه کمتر به خودت فکر کنی. به عبارت دیگر، شما زمان و انرژی بیشتری را صرف فکر کردن به همه چیز و همه افراد جز خودتان می کنید. این بدان معنا نیست که شما مراقبت از خود لازم را نادیده می گیرید (شما هنوز باید بخورید و بخوابید و همه اینها را برای زندگی کنید)، اما فراتر از آن، شما عموماً دیگران را مقدم بر خود قرار می دهید - نیازهای آنها را در نظر می گیرید و برای خیر آنها تلاش می کنید. . دزموند داس مدال افتخار را دریافت میکند، به لطف ویکیمدیا مشترک چرا خودت را فروتن کنی؟ بنابراین دیگران مجبور نخواهند شد. افتادن از روی پایه باعث درد می شود. اما اگر خود را روی یک پایه قرار ندهید، هیچ کس نمی تواند شما را زمین بزند. عیسی به شنوندگان خود گفت که در ضیافت به دنبال بالاترین صندلی نباشند، زیرا بهتر است در انتهای میز بنشینند و از شما بخواهند که به سمت بالا حرکت کنند، تا اینکه زمانی که یک نقطه از سر میز را بدزدید و در مقابل همه تحقیر شوید. از شما خواسته شده است که کناره گیری کنید. خود را در موقعیتی سر به فلک کشیده قرار ندهید – زیرا اگر این کار را بکنید، حتماً یک نفر می آید و شما را به جای شما می گذارد. تواضع را تمرین کنید دانستن فواید تواضع با تواضع متفاوت است. فروتنی واقعی نیازمند کمی تمرین است، روزی مردی حکیم گفت: وقتی حرف زیاد باشد گناه غایب نیست. او همچنین افزود که زبان «جهنم به آتش کشیده شده است». این زبان بسیار قوی است. اما این یک حقیقت کاملا جدی است. خیلی چیزها هست که نیازی به گفتن نداریم. اگر زمان بیشتری را صرف گوش دادن کنید تا صحبت کردن، نه تنها ظاهر میشوید، بلکه در واقع متواضعتر میشوید، زیرا گوش دادن واقعی شما را مجبور میکند تا بر نیازهای دیگران تمرکز کنید و از دغدغههایتان با خودتان میکاهد. هنگام صحبت با دوستان مورد اعتماد خود، آسیب پذیر بودن را تمرین کنید، به خصوص در مورد جنبه های نه چندان تحسین برانگیز شخصیت خود. وقتی عیب های خود را به زبان می آورید، کمتر احتمال دارد که خود را فریب دهید و فکر کنید که آنها وجود ندارند. علاوه بر این، دوستان شما می توانند شما را تشویق کنند و شاید شجاعت و فروتنی شما به آنها اجازه دهد تا داستان های خود را به اشتراک بگذارند. وقتی با هم باز هستیم و می پذیریم، غرور جایی برای پنهان شدن و رشد ندارد. شما از افرادی که بیشترین زمان را با آنها می گذرانید یاد می گیرید. پس وقت خود را با دوستانی بگذرانید که خودخدمت نیستند و در مورد افرادی که زندگی متواضعانه و شجاعانه ای را که شما می خواهید داشته باشند بخوانید. با گذشت زمان، احتمالاً خود را در حال تقلید از آن افراد، بدون تلاش آگاهانه خواهید یافت. غرور یواشکی است. وقتی فکر میکنید متواضع هستید، در خطر عدم فروتنی هستید. پس مواظب باش و بترس. غرور چیزی است که باید از آن ترسید، با توجه به اینکه چقدر می تواند به شما آسیب برساند. این یک تمرین ثابت است، زیرا همه پرورش ما انسان ها افتخار می کنیم. بد است، اما حقیقت دارد. شما باید نظم و انضباط تشخیص و ریشه کن کردن غرور را به محض ظهور ایجاد کنید، به روشی که باغبان از گیاهان خود در برابر علف های هرز محافظت می کند. اما ارزشش را خواهد داشت دو دلیل برای این وجود دارد: اگر دائماً از طریق دعا بر خدا متمرکز شوید، فضای ذهنی کافی برای ایجاد یک سر ورم نخواهید داشت. مواقعی وجود دارد که ما نمی خواهیم فروتن باشیم. دعا کردن می تواند به شما کمک کند در این مواقع از خود خارج شوید. (در واقع، قبل از اینکه در آن پرورش موقعیت ها قرار بگیرید، دعا کنید). دعا راهی برای ثابت نگه داشتن ما دارد. متأسفانه، بسیاری از ما باید تلخی سقوط ناشی از غرور را تجربه کنیم تا اینکه به طور کامل معنی این را بفهمیم. عیسی، مردی که مظهر فروتنی بود، یک بار گفت: «هرکسی که میخواهد اول باشد، باید آخرین باشد و خادم همه باشد.» سپس با شستن پاهای شاگردانش این مفهوم را در زمان واقعی نشان داد. مطمئناً، همه ما در مورد افراد مشهور و مغرور شنیده ایم که ظاهراً موفق بوده اند. اما آنها زندگی شادی نداشتند و تأثیر مثبتی بر جامعه نداشتند. و بیشتر آنها دچار غایات شرم آور شدند. کسانی که در درازمدت موفقترین و مورد تحسین قرار میگیرند، معمولاً کسانی هستند که داوطلبانه خود را فروتن کرده و از قدرت، اعتبار و غرور پرورش خودداری کردهاند. پس از کسانی که پیش از شما رفته اند یاد بگیرید. از اشتباهات خود درس بگیرید. اجازه ندهید غرور باعث درد بیهوده بیشتر شما شود. خودت را فروتن کن و شاد باشیادگیری از لینکلن
با این حال، اعتماد لینکلن با تکبر یکسان نبود.
این همان تواضع واقعی است.
1. زیاد صحبت نکنید
2. به شخص دیگری اعتماد کنید
3. با افراد فروتن وقت بگذرانید
4. ایجاد حس ترس سالم
5. دعا برای کمک!
دلیلی وجود دارد که می گویند "غرور قبل از سقوط می رود"
منبع: